هنگامی که مجاب ام کرد

هنگامی که مجاب ام کرد
نهالی خُرد بود
در معرضی بی آفتاب
کنونش درختی می بینم بربالیده
و گسترده شاخ سار
که سایه اش
به فتح زمینِ سوزان می رود
نگاهش کنی #احمد_شاملو
دیدگاه ها (۱)

✦ اولین گناه ✦فصل هفدهم: جایی که هیچ‌کس نمی‌آید---مهمان‌خانه...

فاصله یک لبخند تا جنون

⛓️⃝𝔹𝕝𝕠𝕠𝕕 ℂ𝕙𝕒𝕚𝕟𝕤⛓️⃝ 𓆩☠︎𓆪☠︎زنجیره‌های خونی。˚۰˚☽˚⁀➷。⋆ ༄‧‌⁺˚・༓☾ ...

رمان: گرفتار تو (فصل دوم)قسمت دهم: بازیِ جدیدِ پادشاهنورِ چر...

داستان عاشقانه جدید

اسم : عشقی گمشده در تاریکی جنگل پارت ۱۳ولنتینو «واکس گفت اگه...

پارت 3۸صدایِ برخوردِ شلاق با پوست، توی فضایِ ساکتِ اتاق مثل ...

نام=)سایه مافیا### پارت چهارم: سکوتِ قبل از طوفانوقتی لیها و...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط