ببخشید که ناگهان پیدایم شد

ببخشید که ناگهان پیدایم شد
ببخشید که حس خوبی به تـــو دارم ؛
ببخشید که بد بودم ، کم بودم ، یا دیر رسیدم ؛
که انتظار زیادی از تو دارم ؛
ببخشید که حتی
هر چند لحظه ای کوتاه
نتوانستم بگویم دوستت دارم ؛
ببخش و در یک قدمیِ دوست داشتن این پا و آن پا نکن ؛
دیگر نمی خواهم فعل هایم ماضی شوند ؛
نمی خواهم "دوستت دارم" ، "دوستت داشتم" شود ؛
در هر حال اما ،
ببخشید که من دوستت دارم ...

بهنود فرازمند
دیدگاه ها (۴)

عاشقانه های شبنم

باید از خودم معذرت‌خواهی کنم...از خودم بابت تمام روزهایی که ...

#لبیک_سید_مجتبی✊🇮🇷یک عمر حسرت دیدار پدرتان، سید علی، بر دلم ...

یک عمر حسرت دیدار پدرتان، سید علی، بر دلم ماند؛ تلاشم را کرد...

کتمان نمی‌کنم، هنوز هم کماکان دوستت می‌دارم، هنوز هم با وجود...

P19وسط راه بود م یکه یهویک دست آمد و من را گرفت دامیال:چرا...

پشت لبخند جیمین پارت دهم | پایانبالاخره اون روز رسید.بعد از ...

رمان :قرار داد سر نوشت

پروانه جان

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط