در حضورش گریه کردم ،،،

در حضورش گریه کردم ،،،

شاد شد...

او خرابم کرد و خود ،،،

آباد شد...

اولش از عشق و خوبی

قصه گفت...

من که گشتم طعمه او ،،،

صیاد شد. 😔 💔
دیدگاه ها (۱)

━━━━ ‌‌‌‌༻‌♥ ️༺ ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌━━━━نبودنِ توفقط نبودن تو نیست!نبو...

دلتنگی ، کار را خراب میکند! ضایع میکند کم میکند دست ادم را ر...

تکیه کردم بر وفای او، غلط کردم، غلطباختم جان در هوای او، غلط...

بی تو ...مرا چه باک از گذر ثانیه ها وقتی قرار رسیدنم نیست

رمان: ببر من p13 بابا:نه مگه با شما نیومده؟_: نه اگه نیومده ...

امشب تو را به خوبی نسبت به ماه کردمتو خوب تر ز ماهی، من اشتب...

رمان پارت ۴

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط