می‌کند سلسله ی زلف تو دیوانه مرا

می‌کند سلسله ی زلف تو دیوانه مرا
می‌کِشد نرگس مست تو به میخانه مرا

متحیر شده‌ام تا غم عشقت ناگاه
از کجا یافت در این گوشهٔ ویرانه مرا؟

هوس دُرّ بناگوش تو دارد دل من
قطرهٔ اشک از آنست چو دُردانه مرا

دولتی یابم اگر در نظر شمع رخت
کشته و سوخته یابند چو پروانه مرا

دردسر می‌دهد این واعظ و می‌پندارد
کالتفات است بدان بیهُده افسانه مرا

چاره آنست که دیوانگی ای پیش آرم
تا فراموش کند واعظ فرزانه مرا

از می مهر تو تا مست شدم همچو عبید
نیست دیگر هوس ساغر و پیمانه مرا
دیدگاه ها (۴)

نازیم ناز کردو رفت ...پراشو باز کردو رفت...ناز باید ناز باشه...

دوباره شب شد و دلمغزل بهانه مے کندو فکر تو که لحظه اے مرا ره...

جانِ منی، جانِ منی، جان منآنِ منی، آن منی، آن منشاهِ منی، لا...

صنما! گر ز خط و خال تو فرمان آرنداین دل خسته مجروح مرا جان ...

میکند سلسلهٔ زلف تو دیوانه مرامیکشد نرگس مست تو به میخانه مر...

میکند سلسلهٔ زلف تو دیوانه مرامیکشد نرگس مست تو به میخانه مر...

می‌کند سلسله ی زلف تو دیوانه مرامی‌کِشد نرگس مست تو به میخان...

میکند سلسلهٔ زلف تو دیوانه مرامیکشد نرگس مست تو به میخانه مر...

میکند سلسلهٔ زلف تو دیوانه مرامیکشد نرگس مست تو به میخانه مر...

میکند سلسلهٔ زلف تو دیوانه مرامیکشد نرگس مست تو به میخانه مر...

میکند سلسله زلف تو، دیوانه مرا*میکشد نرگس مست تو، به میخانه ...

میکند سلسله زلف تو دیوانه مرا*میکشد نرگس مست تو به میخانه مر...

می کند سلسلهٔ زلف تو دیوانه مرامی کشد نرگس مست تو به میخانه ...

میکند سلسله زلف تو، دیوانه مرا*میکشدنرگس مست تو،به میخانه مر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط