وصال در عشق بس چه دارد حیرانی ، من نگویم رسیدم به وصال ،

وصال در عشق بس چه دارد حیرانی ، من نگویم رسیدم به وصال ، اما دیده ام ناله ی

عاشقی در تنهایی ، گریان سخن می گفت ، می کرد حق حق و بی تابی ، ای

کاش می شد اینگونه عاشق شد
دیدگاه ها (۱)

من آن گلبرگ مغرورم نمیمیرم ز بی آبی / ولی بی دوست میمیرم در ...

رفتی و ندیدی که چه محشر کردم ، با اشک تمام کوچه را تر کردم ،...

عشق من تو باش ، نه برای اینکه در این دنیای بزرگ تنها نباشم ،...

بلندترین شاخه ی درخت ، یک واژه را می فهمد ، و آن هم تنهایی س...

آن‌که رخسار تو را این همه زیبا می‌کردکاش از روز ازل فکر دل م...

عاشقانه های شبنم درکنارزندگیم

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط