خم فراغ تو دهد باز کرد

خم فراغ تو دهد باز کرد
شب شد و سوختن اغاز کرد
اخر این شام سحر گاه نیستـ
کار من زار به جز آه نیستـ
طعنه زدن ،زخم زبان یک طرفـ
شیعه غریب است و جهان یک طرفـ

من که غلام هستم و خاک تو امــــ
گرچه بدمـــــ لیک هلاک تو امـــ
امشب اگر جواب دعوت دهیــــ
شور به بزم این رعیت دهیــــ
رنجه کن ای ماه قدم هات را
جلوه نما کن رخ زیبات را
روضه ی من سینه سوزان تو
جان منو عشق عمو جان تو.
دیدگاه ها (۲)

یاعلی🥲راستش از وطن نوشتن سخت‌ترین کار جهان است.تصور کن بخواه...

Iove and the moonPart39ساعت تقریبا 5 بود ازشدت استرس نمیتو...

قصه بیستم: تنوع یاران امام حسین (ع) (بخش پایانی)

برده عمارت جئون

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 40| فلش بک 2021 |کار...

با خارها راهش رامیبندم:شباهت غاصبان فدک و بهائیت درغصب

《اسیر یک قرارداد》پارت ۸مین‌جو: تو اینجا چیکار می‌کنی؟سومیاو ...

ظاهرا سیلی‌هایی که دولت امارات به خاطر مشارکتش در تجاوز آمری...

فیک : بین راندها

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط