گاهے شرارِشـرم و گاهے شورِ شیدایی ست

گاهے شرارِشـرم و گاهے شورِ شیدایی ست
این آتـش از هر سرڪه برخیزد تماشایی ست

دریا اگر ســر مے زنــد بر سنـگــــــ ،حق دارد
تنهــا دواےِ درد عاشـــق ناشڪیبــایـی ست

🍁 🍂 🍁 🍂 🍁 🍂 🍁 🍂 🍁
#فاضل_نظری
#عاشقانه
#ماریا_رادمهر
دیدگاه ها (۶)

دوای دردِ من،نه قرص است، نه زمان،نه فراموشی…دوای دردِ من شای...

#غمخوار من! به خانه ی غم ها خوش آمدیبا من به «جمع» مردم تنها...

ورق بزنید.....

آدمی گاهی در میانه‌ی این جاده‌های بی‌سرانجام،بیش از هر چیزی ...

از کوچه زیبای تو امروز گذشتمدیدم که همان عاشق معشوقه پرستمدی...

عاشقانه های شبنم

میدونی وقتی میبینمتوقتی صدات رو میشنوموقتی که دارمتاحساس میک...

' در این اتاق ، زمان ایستاده است . قابِ عکسِ رویِ میز ، آخری...

آمدی جانم به قربانت ولی حالا چرا؟بی‌وفا حالا که من افتاده‌ام...

اول میگفتم ،تو اگر "کلمه "بودی میشدی مرهم...بعد دیدم تو خود ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط