دلم میگیرد...

دلم میگیرد...
دلم برای دلم میگیرد ، برای غربت غریبانه اش ، پذیرش بی چون و چرایش و سهم نه چندان عادلانه اش میگیرد و دلم برای غمهای دلم میگیرد ... میخواهم دلداریش دهم آرام نمیگیرد ، میخواهم ندیده اش بگیرم تحمل نمی آورد، گاه توبیخش میکنم از تمام گردشهای احساس محکومش میکنم و در قفس احساس محکوم به ماندن،..اما باز دلم برای دلم میگیرد...
دیدگاه ها (۱)

ﺩﺭ ﺍﯾﻦ ﺗﮑـ ـﺮﺍﺭ ﺑﺎﺭﺍﻧـ ـﯽﺩﻟـ ـﻢ ...ﯾﮏ ﭼﺘـ ـﺮﻣﯿﺨﻮﺍﻫــ ـﺪ !ﻭﺧﯿ...

ﺯﻣﺴﺘﺎﻥ ﺍﺳﺖ ...ﯾﺦ ﻣﯿﮑﻨﺪ ﺗﻤﺎﻡ ﺑﺪﻧﻢ ...ﻣﯿﻠﺮﺯﻡﻭﻟﯽﻧﻪ ﺍﺯ ﻫﻮﺍﯼ ﺳﺮﺩ ...

تا آسمان شکستنم را دید ب هوایه دلم ابری شد...تا دید ک بغض گل...

درشبی تیره گرفتارشدم بعدازتو..کهنه وتلخ ودل ازارشدم بعدازتو....

کتمان نمی‌کنم، هنوز هم کماکان دوستت می‌دارم، هنوز هم با وجود...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط