نیامده رفتی

نیامده رفتی
سر منزل اول خدافظی کردی و رفتی
ای یار بی وفای ما
سکوت میکنم و تماشا میکنم رفتنت را
خداحافظ عزیز جانم
خداحافظ مرد من
خداحافظ
برای چندمین بار به رفتنت نگاه میکنم
رفتنت
مرا
رها
کرد
از هرچه
خواستن و دوست داشتن تو بود
اینک
رها
هستم
از عشقی
که
مرا
تنها گذاشت
و تجربه زیبایی
بود
بودنت کنارم
دوستتتتتتتت داشتم
خدافظ
گل من
جان من
عمر من
عطر نفس هایت
عطر آغوشت
برایم تمام شد
خداحافظ
تلخ
جدایی
اما
خداحافظ
۱۴۰۵/۲/۲۰
وقتی دلت گرفته واژه ها کنار هم مینشیند و مینویسی تا آرام شوی
اما دریغ از آرام شدن
قلبت
شکست
تمام.
با یک خداحافظی
و تو
مات و مبهوت
نشسته
به جای رفتنش ساعت ها نگاه میکنی
اما دگر برنمیگردد
رفت تمام.
دیدگاه ها (۰)

روزگار تو را عوض کرد موهایت سفید تر قلبت سنگین ترآه جگر سوز ...

ای دل! برای آن که نگیری چه می‌کنی؟با روزگار دوری و دیری چه م...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط