شیشه ای میشکند... یک نفر میپرسد :که چرا شیشه شکست؟ یک نفر

شیشه ای میشکند... یک نفر میپرسد :که چرا شیشه شکست؟ یک نفر میگوید :شاید این رفع بلاست، دیگری میگوید شیشه ی پنجره را بادشکست؟ آن یکی میگویدکه فدای سرتو! دل من سخت شکست هیچ کس هیچ نگفت، غصه ام را نشنید، ازخودم میپرسم ارزش قلب من ازشیشه ی یک پنجره هم کمتر بود؟
دیدگاه ها (۴)

ﺳﺎﻟﻬﺎ ﭘﯿﺶ ﺩﺭ ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﻣﺪﺍﺭﺱ ﺍﺑﺘﺪﺍﯾﯽ ﺩﺭ ﯾﮑﯽﺍﺯ ﺷﻬﺮﻫﺎﯼ ﺩﻭﺭﺍﻓﺘﺎﺩﻩ،...

جوک ۹۳برادرزادم دیروز گریه کرد واسش تبلت خریدن !من بچه بودم ...

ﯾﻪ ﺯﻣﺎﻧﯽ ﺍﻧﻘﺪ خواﺳﺘﮕﺎﺭ ﺑﻮﺩ ﺩﺧﺘﺮﺍ ﺍﻟﮑﯽﺣﻠﻘﻪ ﺩﺳﺘﺸﻮﻥﻣﯿﮑﺮﺩﻥ ﮐﺴﯽ ﻣ...

کدومشون زن زندگیه؟؟؟؟؟؟؟

همه ی ما، در اعماقِ زندگی، یک نیاز مشترک داریم: یک آدمِ درست...

بوسه مرگ "پارت ۳۶"ماشین در سکوت داخل خیابون‌های شهر حرکت می‌...

سایه‌های کلاغپارت دوازدهم | اولین ترکباران هنوز می‌بارید.قطر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط