پیتزا مسموم داچ علی😂 😂 😂

پیتزا مسموم داچ علی😂 😂 😂


ازواحد پیاده شدیم سرایستگاه/ با بچه ها هول خوردیم توی صف پیتزا/

قضیه انگاری بودار بود/ تو صف همه کچل بودن یکی مودار بود/

یه ربع بعد پیتزا رو گرفتم و بردم/ یه کم انداختم جلو گربه م/

وقتی پیتزا خوردم ساعت 2 شب بود/ یه لحظه دیدم یه پلنگ رو تشک بود

همه چی جلو چشام یکم تار بود/ گفت فوتبال داره بزن شبکه 4 زود/

زدم روشن کردیم اما فوتبالش/ مشکل داشت کسی نبود خوب حالش

یکی به داور میخواست بده کارت/ یکی دنبال مصدوم با یه برانکارد/

کمک داور پرچم میزد ،چایی میخورد/ اونور دروازبان با سر لایی میخورد

هوادارا هم خیلی باهم خوش بودن/ مربی هم گذاشته بود موی پشت بلند/

سر کاپیتانی هم نبود دعوا/ به هم قلیون میدادن آدامس نعنا

فحش نمیخورد هیچ پیشکسوتی/ مربی با بازیکن نداشت هیچ نسبتی/

کسی ب اسطورشون نگفت بانو/ یهو دیدم یکی لگد زد توی زانوم/

بابام بود گفت کلتو بشکنم/ ازدیشب دوبار لگد زدی توی خشتکم

بازهم توهم زدی اوسکول مشنگ؟/ سه بار بغلم کردی بهم گفتی پلنگ

فهمیدم مال پیتزان شدم مسموم/ یهو دیدم صدا گربه م میاد از بوم/

روی بالکون ایستادم توسایه/ دیدم عشوه میاد واسه سگ همسایه
دیدگاه ها (۱۶)

دختری که از سرنوشت فرار کرد ۳

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط