چند پارتی:وقتی بخاطر بیماری قلبی بچه نمیخواستی

چند پارتی:وقتی بخاطر بیماری قلبی بچه نمیخواستی

*چند دقیقه نشستم،نفس عمیق کشیدم،اروم رفتم بالا،وارد اتاق شدم،دراز کشیده بود و توی گوشی بود*
نامجون:چی میخوای؟(سرد)
ا/ت:خب..خب میدونی من..من یکم بغل گرم و نرم میخوام..
نامجون:گمشو بابا..کصخل..

*میشه گفت بهم برخورد،رفتم بالشم رو برداشتم و خواستم برم روی مبل بخوابم،اما اینکه نامجون ریکشنی نشون نداد شوکم کرد،انگار از خداش بود من برم،رفتم روی مبل خوابیدم*


*یک هفته بعد:*
ا/ت:بسه!(داد)
نامجون:دقیقا وقتی بچم بدنیا بیاد طلاق میگیریم(فریاد)
ا/ت:از خدامه(داد)
نامجون:هـ/ـ/ه بدبخت
ا/ت:درمورد من درست صحبت کن(جیغ)
نامجون:درست صحبت نکنم چی میشه؟(بهم سیلی میزنه)بدبخت تو هر چی داری از من داری..تو قبل من پولی نداشتی،قبل من اب و نونی نداشتی،پوست و استخون بودی نکبت!

ببعی:حرفای نامجون خیلی محکم بود،ا/ت نشست و گریه کرد،نامجون هم از خونه زد بیرون،شب شد،ا/ت غذا پخته بود،غذای مورد علاقه نامجون،اما ساعت حتی 3 نصف شب هم شد و نامجون نیومد،ا/ت روی همون میز سرد و محکم خوابش برد

(کره جنوبی=ساعت 11:02)
ببعی:ا/ت چشمای قشنگش رو باز کرد،موهاش بهم ریخته بود،اما جالبیش اینجا بود که ا/ت هنوز سرش روی میز بود،نگاهی به ساعت کرد،حدس زد نامجون شاید شرکته،پس با شرکت تماس گرفت،اما همه تماس ا/ت رو رد میکردن



ادامه دارد...
دیدگاه ها (۸)

رمان هکر کوچولوی من پارت دوم

🖤 عروس مافیا | پارت پنجمعمارت جونگ‌کوک | ساعت ۳ بعدازظهرا/ت ...

𝙻𝚘𝚟𝚎 𝚖𝚎 𝚊𝚐𝚊𝚒𝚗 𝙿𝚊𝚛𝚝:⁶⁰چند دقیقه بعد، وقتی همه دوباره سر جاشون...

دختر تنها {2}

True Love②④ا/تا/ت: امیدوارم دیگه هیچوقت نبینمت تهیونگ: مراقب...

پارت دوم | «اون کی بود؟»ا/ت بعد از کلاس از ساختمان دانشگاه ب...

طراحی برای انتقام part 9

(دلداده) (یک ساعت بعد )یک ساعت فقط داشتم با خودم ور میرفتم ک...

💜 تک‌پارتی: به بی‌تی‌اس توهین نکن!ژانر: مافیا، کمدی، اکشن | ...

«قراردادِ سیاه» p1باران شدیدی روی عمارت قدیمی خانواده‌ی جون ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط