سلام من یوجین هستم سالمه یه دختر برونگرا افسرده هستم ت
سلام من یوجین هستم ۲۵ سالمه یه دختر برونگرا افسرده هستم تازگیا دوست پسرم با بهترین دوست بهم خیانت کرد الانم حالم بده از کافه مرخصی گرفتم دارم میرم بار با نیلا
(بچه ها علامت جونگکوک_ الامت یوجین+ بقیه رو با اسم مینویسم)
ویو یوجین
رسیدم بار نشسته بودم داشتم با نیلا ویسکی میخوردم که سوهو دیدم (سوهو کسیه که به یوجین خیانت کرده) داشت با یه دختره میرقصید بغضم گرفته بود که نیلا بهم گفت
نیلا:چیشده یوجین چرا بغض کردی؟
+سوهو اونجاست نگاه داره با یه دختره میرقصه
نیلا: پسره عوضی تو به این دسته گلی رفته با یه هرزه ج*نده تو یه رابطه
+ ولش کن حتما یه چیزیم بد بود که منو نخواست (بغض سگییییی)
نیلا: عب نداره خودتو ناراحت نکن
+باشه من به نیلا گفتم باشه ولی ته گلوم یه بغض خیلی بدی گرفته حالم بده دست خودم نیست به نیلا گفتم پاشو بریم اونم گفت باشه اون رفت خونه منم برای اینکه حالم بهتر شه رفتم سوجو خریدم رفتم کافه خودمون کارامو کردم دیدم یه پسره بهم زل زده اهمیت ندادم رفتم سر یکی از میزا سوجو رو اوردم خوردم مست مست شده بودم هیچی دست خودم نبود
ویو جونگکوک
حوصلم سر رفته بود (زیرشو کم کن سر نره😂😂 کوک نویسنده خفه شو فیکتو بنویس من چشم) رفتم کافه دیدم یه دختره داره کار میکنه کارش تموم شد نشست رو میز داشت سوجو میخورد کاملللللا مست شده بود دختره خوشگلی بود خوشم اومد ازش به بادیگاردا گفتم بیهوشش کنن بیهوشش کردن بردمش تو ون گذاشتمش رو پام سرشو گذاشتم رو سینم داشتم نگاش میکردم که تو خواب یه ملچ مولوچ بامزه کرد دلم ضعف رفت براش با خودم گفتم
_تو قطعا مال منی دختر کوچولوم
ادامه دارد...........
بچه ها شرط نداریم هر روز یه پارت میزارم خیلی حوصله داشتم دو پارت میزارم کامنت نزارید میام بالا سرتون پس کامنت بزارید
(بچه ها علامت جونگکوک_ الامت یوجین+ بقیه رو با اسم مینویسم)
ویو یوجین
رسیدم بار نشسته بودم داشتم با نیلا ویسکی میخوردم که سوهو دیدم (سوهو کسیه که به یوجین خیانت کرده) داشت با یه دختره میرقصید بغضم گرفته بود که نیلا بهم گفت
نیلا:چیشده یوجین چرا بغض کردی؟
+سوهو اونجاست نگاه داره با یه دختره میرقصه
نیلا: پسره عوضی تو به این دسته گلی رفته با یه هرزه ج*نده تو یه رابطه
+ ولش کن حتما یه چیزیم بد بود که منو نخواست (بغض سگییییی)
نیلا: عب نداره خودتو ناراحت نکن
+باشه من به نیلا گفتم باشه ولی ته گلوم یه بغض خیلی بدی گرفته حالم بده دست خودم نیست به نیلا گفتم پاشو بریم اونم گفت باشه اون رفت خونه منم برای اینکه حالم بهتر شه رفتم سوجو خریدم رفتم کافه خودمون کارامو کردم دیدم یه پسره بهم زل زده اهمیت ندادم رفتم سر یکی از میزا سوجو رو اوردم خوردم مست مست شده بودم هیچی دست خودم نبود
ویو جونگکوک
حوصلم سر رفته بود (زیرشو کم کن سر نره😂😂 کوک نویسنده خفه شو فیکتو بنویس من چشم) رفتم کافه دیدم یه دختره داره کار میکنه کارش تموم شد نشست رو میز داشت سوجو میخورد کاملللللا مست شده بود دختره خوشگلی بود خوشم اومد ازش به بادیگاردا گفتم بیهوشش کنن بیهوشش کردن بردمش تو ون گذاشتمش رو پام سرشو گذاشتم رو سینم داشتم نگاش میکردم که تو خواب یه ملچ مولوچ بامزه کرد دلم ضعف رفت براش با خودم گفتم
_تو قطعا مال منی دختر کوچولوم
ادامه دارد...........
بچه ها شرط نداریم هر روز یه پارت میزارم خیلی حوصله داشتم دو پارت میزارم کامنت نزارید میام بالا سرتون پس کامنت بزارید
- ۲۲۳
- ۲۴ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط