ساعتهای غریبیست

ساعتهای غریبیست
اینکه هستم و میان هزار رنگ
از زیبایی پنهان شده ام

اینکه گونه هایم
برای گفتن دوستت دارم
بیقرارست
اینکه دهانم داغ است
برای تو گفتن ها
و گوشهایم
تیز برای من شنیدنها

تو کجای این همه نگفتنی هستی
قصه از همان نگفتن ها شروع شد
درد همان نگفتن ها بود

بگو
دلم را پرواز بده
به همان سه کلمه
همان دوستت دارم
مگر چه قدر وقت می بَرَد
بگو
#دوستت_دارم
تا من آغاز شوم...

#مریم_پورقلی
دیدگاه ها (۹)

عاشقانه های شبنم

💙کاش دورانمان کمی عقب‌تر بودمثلا یک قرن!من چادرِ گلدار سرَم ...

خاکسترِ خاطره»شبی که ماه، بی‌حوصله، پشتِ ابرهایِ خاکستری پنه...

(وقتی که ترکش کردی و برای همیشه از دستت داد...)

یکی از شو کرونای درخواستی داشت

همه برای چند دقیقه‌ای، در همان وضعیتِ منجمد و بی‌حرکت، سر جا...

پارت: 25 (بخش2) **زاویه دید: هیزل*عصر همان روز، هوا به طرز ا...

وقتی میخواد بهت اعتراف کنه..

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط