پروانه،

پروانه،
بی پروا،
به آتش میزند.
ما،
بی شهامتِ پروانگی،
اندیشه هزاران آری و نه در سر،
پروا داریم از عشق
و فقط
دوستدار نقش آتشیم.

نام پروانه را،
حتما،
یک شاعر،
بر او نهاده است:
پروا، نه!


#سید_علی_صالحی

عاشق این شعرم
دیدگاه ها (۱)

نگاهت می کنم خاموش و خاموشی زبان داردزبان عاشقان چشم است و چ...

تک پارتی یونگی 🫐هوای خنکی توی باد ها پیچید..زمزمه ی حشرات و ...

تک پارتی از تهیونگ اسم فیک: فرشته‌ای در میانِ جمعیتصدای فریا...

My friend ♡:)part.20.*همشون رفتن بیرون جیهوپ جلوم بود کوک کن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط