ببار ای اشک سیل آسا که یارم بر نمی گردد

ببار ای اشک سیل آسا که یارم بر نمی گردد
در این دنیای تنهایی به ما یاور نمی گردد
هزاران بار جان دادم به عشقش روز و شب اما
دریغا خُلقِ بی مهرش به ما خوشتر نمی گردد . .
دیدگاه ها (۱)

چشمانم را به ابرها قرض می دهمکافیست عکست را نشانم دهندخشکسال...

میترسم آنقدر دوستت بدارمکه خدا شک کند شروع عشق واقعی از ما ب...

خوابید بدون شب بخیرشاید میدانست بی او هیچ ساعتی از زندگیم خی...

همانقدر که دوستت دارمهمانقدر از من فاصله میگیریو من متنفرم ا...

دل ندادم که مرا یک روز خاکستر کنیدل به تو دادم که حالم را کم...

آن‌که رخسار تو را این همه زیبا می‌کردکاش از روز ازل فکر دل م...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط