" کوچت را باور ندارم "

" کوچت را باور ندارم "
دلم امروز چه سخت گرفته
رفتنت زود بود
یادم دوباره رفت به آن شب پاییزی
آن شب بلند و غم گرفته
درد از دست دادنت بعد ازاین همه سال
در خاطرم زنده مانده
روز ها آمدند و شبها رفتند کوچت را هنوز باور ندارم روزها
طلوع خورشید، نگاهت را به رخ میکشد و
غروبش، وداع بی بازگشتت را
ولی،
کوچت را هنوز باور ندارم سالها آمدند و رفتند
فصل های پائیز زیادی با غم از دست دادنت
رنگ گرفتند و رنگ باختند
و اینک ،درششمین سال از برگ ریزانت
در آخرین روزها و بلندترین شبهای پائیز
نگاهم به آخرین برگ های زرد و سرخ
نشسته بر شاخه های درختان ماتم گرفته و
آتشفشانی از بغض پنهان
حلقه های جوشان اشک را از چشمانم به یاد, نبودن هایت
بر گونه هایم می لغزاند
چشمانم از غم دوریت می بارد و
گلویم از فشار پنجه های بغض
آبستن فریادست
نگاهم به سنگ مزارت خیره مانده
که آمدن و رفتنت را چه غریبانه
زیر تلی از بار غم و اندوه
تاریخ زده
سال هاست که باور ندارم پر کشیدنت را
چه سخت است
تجسمت زیر خروارها خاک سرد
در جوانی آغوش به خاک سپردن فریادیست که
اشک در چشم خدا می نشاند
گلویم آبستن درد است و
ابر نشسته بر چشمانم، آبستن باران
دیدگاه ها (۵۱)

موسیقی

`` قشنگ تربن اشتباه ``chapter : ²part : ³دیگر چیزی نگفت.بی‌ه...

فیک تاج سلطنتی (The Royal Crown)

پارت: 10 (بخش2) **زاویه دید: هیزل*«فازِ ناجی برداشتی؟ فکر می...

حقیقت پنهان پارت ۵نامجون اولین کسی بود که قدم برداشت و به سم...

" کوچت را باور ندارم "دلم امروز چه سخت گرفتهرفتنت زود بودیاد...

امروز ١٨ اردیبهشت. این یعنی سالگرد غروب غم انگیزت در آن بیما...

سازت را به سمت پریشان حالیم کوک کرده ای؟بنواز آرام آرام نُت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط