دوش دیوانه شدم عشق مرا دید و بگفت

دوش دیوانه شدم عشق مرا دید و بگفت
آمدم نعره مزن جامه مدر هیچ مگو

گفتم ای عشق من از چیز دگر می‌ترسم
گفت آن چیز دگر نیست دگر هیچ مگو

👤 مولانا
دیدگاه ها (۱)

دزدی از بانک کار دزدهای تازه کار استدزدهای حرفه ای، بانک تاس...

وز شوقِ این محال که دستم به دست توست،منجای راه رفتن...پرواز ...

این همان زندگیست که به خاطر آنبه شکم مادرم لگد می زدم؟#جبران...

آن‌که رخسار تو را این همه زیبا می‌کردکاش از روز ازل فکر دل م...

چه عزتمندانه می رود

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط