اهی آدمی یکی را دوست دارد

اهی آدمی یکی را دوست دارد
که هیچ تشابهی با او ندارد
اما عاشق نگاهش میشود
در تنهایی خود
در همهمه های خاطره هایش
به دور از وجود حضورش
به او می اندیشد
به لبخند هایش دل میسپارد
و با شنیدن اسمش
لرزه بر تمام اندامش می افتد
و لحظه ایی که او لب به سخن میگشاید
مات و مبهوت صدایش میشود
حرکات نگاهش را در ذهن خود ثبت میکند
و میخندد و خود را اسیر او میبیند
آدمی گاه شوخی شوخی
خنده خنده
بی دلیل و بی جهت
جدی جدی
عاشق می شود
به همین راحتی
///دیوانه//
دیدگاه ها (۱)

سناریو

𝐚𝐜𝐫𝐨𝐬𝐬 𝐭𝐡𝐞 𝐛𝐨𝐫𝐝𝐞𝐫𝐏𝐚𝐫𝐭 : ²⁰آتش آرام می‌سوخت و نور نارنجی رنگش...

#تاج_و_طوفانپارت ۲۳۰: بدترین زمان برای بهترین سوالموج‌ها آرا...

پارت 3

(ادامه ی پارت آخر) گوون خیلی مطمئن سر تکان داد.گوون: آره!لی ...

داستان عاشقانه جذاب جدید

پنج پارتی✨{استاد جدید}پارت اولصبح دوشنبه بود.ات با عجله وارد...

(#قرمز_ممنوع ❤️#part²⁹﴿ویو راوی﴾چند روز از ماجرای اتاق مخفی ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط