من کیشِ نگاهت شدم و مات ولی... نه
من کیشِ نگاهت شدم و مات ولی... نه
دیوانهی لبخند به لبهات ولی... نه
تو با رخ زیبا به دلم تاخت زدی و
من خیره به جادوی نفسهات ولی... نه
بر اسب مرادی تو سوار و من خسته
افتاده ام اینگونه به پاهات ولی... نه
تو تاختکنان طعنه زدی شاهِ دلم را
من خیره به امید مجازات ولی...نه
انگار دلت سوخت که با پای پیاده
من کیشِ نگاهت شدم و مات ولی....
دیوانهی لبخند به لبهات ولی... نه
تو با رخ زیبا به دلم تاخت زدی و
من خیره به جادوی نفسهات ولی... نه
بر اسب مرادی تو سوار و من خسته
افتاده ام اینگونه به پاهات ولی... نه
تو تاختکنان طعنه زدی شاهِ دلم را
من خیره به امید مجازات ولی...نه
انگار دلت سوخت که با پای پیاده
من کیشِ نگاهت شدم و مات ولی....
- ۸۲۳
- ۱۳ خرداد ۱۳۹۶
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط