هیچ کس مرا دوست ندارد !

هیچ کس مرا دوست ندارد !
هیچ کس به من توجه نمی کند !
هیچ کس برایم هلو و گلابی نمی خرد !
هیچ کس به من شیرینی و نوشابه نمی دهد !
هیچ کس به شوخی های من نمی خندد !
هیچ کس موقع دعوا به من کمک نمی کند !
حتی ؛
هیچ کس دلش برایم تنگ نمی شود !
هیچ کس برایم گریه نمی کند !
هیچ کس نمی داند که من چه بچه ی خوبی هستم !

اگر کسی از من بپرسد که : " بهترین دوستم کیست ؟! "
توی چشمش نگاه می کنم و می گویم : " هیچ کس ! "

ولی امشب خیلی ترسیدم !
چون بلند شدم و دیدم " هیچ کس " نیست !
بلند صدا کردم ! اما " هیچ کس " جواب نداد !
تاریکی را " هیچ کس " تحمل نمی کنه ...
بلند شدم و به همه جای خونه سر زدم ...
اما هر جایی رو که نگاه کردم ، فقط یکنفر و دیدم !
و
آنقدر گشتم تا این که خسته شدم !
حالا که صبح نزدیکه ؛
ترسی ندارم ،
چون " هیچ کس " نرفته ...
دیدگاه ها (۴)

✦ اولین گناه ✦فصل یازدهم: خونی که روی شن ریخت---یک لحظه سر ب...

پارت ششم | دیگه هیچوقت نمیبینمش. پارک لاراـ لارا!صدای میچا ا...

قسمت ۹(بخش اول)

𝐰𝐞𝐫𝐞𝐰𝐨𝐥𝐟 𝐚𝐧𝐝 𝐡𝐮𝐦𝐚𝐧𝐜𝐡𝐚𝐩𝐭𝐞𝐫 : 𝟏𝐩𝐚𝐫𝐭 : 𝟖𝟕ولی اونجا هم دخترا همش...

part 7🦋فیک: پرنسس کوچولو پادشاه شب 👑🌌_______________________...

پارت 41🌙 ویو هیون‌وو:هیون‌وو: بچه‌ها، من حساب کردم... بریم.ه...

فاصله یک لبخند تا جنون

رمان :تا وقتی عاشقت شدم

سقوط درخشان یک دیوانهپارا ۱۹ *مروادید*چند ساعت بعد .داداشی ....

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط