P10

P10
روز بعد بعد از باشگاه

رفتن دستشویی جررررر نههههههه پریوووودددد شدم خداااا امروز خدمتکار ها رفته بودن و من تنها دختری بودم ک تو این عمارت بود

نوار بهداشتی نداشتم اجازه بر ون رفتن هم نداشتم

من چطور ب این وحشی بگم اخههه
سر میز غذا ک بادیگارد ها چیده بودن

_چیزی شده؟

+ن.. نه

_ن نوشابه میخوری ن نوشیدنی خنک دانم درد میکنه اصلا چته ها؟ چیز بدی خوردی؟

+ام... چیزه

خواستم با پانتومین حالیش کنم اما این نمیفهمید
از سر عصبانیت بلند شدم و بلند گفتم

+پریود شدم

ک همه بادیگارد ها بهم نگاه کردن
جلو دهنمو گرفتم

بعد یواش گفتم

+نوار بهداشتی نیاز دارم

_خو از اول بگو دیگ هق

بعد رفت لباسشو عوض کرد و رفت خرید و اومد

رفتم سمتش از دستش گرفتم

+مرسی (خجالت)

_خجالت نداره ک

بعد رفتم تو دستشویی کارهام انجام دادم و اومدم ک دل دردم دوباره شروع شد افتادم رو مبل و کلی گریه کردم

ته یک کیهش آب گرم آورد گذاشت رو دلم بعد برداشتش و شروع کرد ب ماساژ دادن دلم

+متاسفم واقعا

_تشکر کنی ب صرفه تره هااا

+ممنون (بغض)

7روز بعد تعطیلی

این روزا حوصلم سر رفته بود امشب ته خونه می پس تصمیم گرفتم برم بار....
~~~~~~~~~~~~~~~~
خمارییـ
#فیک
#سناریو
#بلک_پینگ
#بی_تی_اس
دیدگاه ها (۳۱)

پری کوچولوی منپارت۶کوک: چ...چی چی میگی ته ته بلند شو نمیخوام...

رمان

مربی موتور سوار

رمان تو خود منی

رمان خون‌آشام من پارت ۴ته : اوو راس میگی خب بگو با دوستم رفت...

رمان : تا وقتی که عاشقت شدم

فیک شوگا مافیای بیرحم دختر لجباز پارت دوازدهم

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط