نمی دانم شب ها

نمی دانم شب ها

من شاعر می شوم

و تو را غزل باران می کنم

یا تو بهانه می شوی

و من

غزل غزل می بارم
دیدگاه ها (۷)

یک زن گرانبهاترین اعجاز خداستبرای داشتنش باید وضوی باران گرف...

سرآغازِ زندگیبی شکصدای خندیدنِ کسی ست کهدوستش داریم...می شود...

صباح الورد بکل ألوانهصباح الروح بکل أحساسهصباح الشوق بکثر أو...

معذور الیغار علیک تعرف لیش الجمال البیک حتی یغار من نفسه ماا...

خسته ام از خود گریزانم.... نمی دانم چرا!.......3

تو گاهی #شعر می شویدر سیاه مشق هایِ شبانه ام،گاهی #آرامش می...

💔💘... نمی دانم به چه چیز یا چه کسیفکر کنم تا کمی آرام شوم، خ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط