بعد از سالها دخترک کبریت فروش را دیدم!
بعد از سالها دخترک کبریت فروش را دیدم!
بزرگ و زییا شده بود...به او گفتم:کبریت هایت کو؟ میخواهم این سرزمین را به آتش بکشم!
خنده تلخی کردو گفت: کبریت هایم را نخریدند،سالهاست خودم را میفروشم........... میخری....؟؟؟؟؟؟؟؟؟
بزرگ و زییا شده بود...به او گفتم:کبریت هایت کو؟ میخواهم این سرزمین را به آتش بکشم!
خنده تلخی کردو گفت: کبریت هایم را نخریدند،سالهاست خودم را میفروشم........... میخری....؟؟؟؟؟؟؟؟؟
- ۲.۵k
- ۱۴ تیر ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط