توي کافه‌ي فرودگاه يکي بود که پشت سر هم سيگار مي‌کشيد؛ يک

توي کافه‌ي فرودگاه يکي بود که پشت سر هم سيگار مي‌کشيد؛ يکي ديگه رفت جلو گفت:
- ببخشيد آقا! شما روزي چند تا سيگار مي‌کشين؟
- منظور؟
- منظور اينکه اگه پول اين سيگارا رو جمع مي‌کردين، به اضافه‌ي پولي که به خاطر اين لامصب خرج دوا و دکتر مي‌کنين، الان اون هواپيمايي که اونجاست مال شما بود!
- تو سيگار مي‌کشي؟
- نه!
- هواپيما داري؟
- نه!
- به هر حال مرسي بابت نصيحتت؛ ضمناً اون هواپيما که نشون دادي مال منه .
دیدگاه ها (۲)

🟤پزشکیان: از روزی می‌ترسم که خدا از من سوال کند که چه‌ کار ک...

my snow ❄#my_snowPT 37last part✨_تمومش کن یونهو دیدی که منو ...

خانوم کوچولو ♡:)part.2.اروم و ریز خودمو به اون هفتا نزدیک کر...

توي کافه‌ي فرودگاه يکي بود که پشت سر هم سيگار مي‌کشيد؛ يکي د...

توي کافه‌ي فرودگاه يکي بود که پشت سر هم سيگار مي‌کشيد؛ يکي د...

توی کافه‌ی فرودگاه یکی بود که پشت سر هم سیگار می‌کشید؛یکی دی...

توی فرودگاه یکی بود که پشت سر هم سیگار می کشید. یکی دیگه رفت...

نصیحت نکن ...توی فرودگاه یکی بود که پشت سر هم سیگار می کشید....

نصیحت نکن ...توی فرودگاه یکی بود که پشت سر هم سیگار می کشید....

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط