آن زلف سیاه و قد رعناش نگر

آن زلف سیاه و قد رعناش نگر
شیرینی آن لعل شکرخاش نگر

گفتم که زکوة حسن یک بوسه بده
برگشت و به خنده گفت سوداش نگر

#مولانای_جان
╔ 💗 ══ 🍃ೋ•══╗
@chatre_love
╚══•ೋ🍃 ══ ☂ ╝
دیدگاه ها (۰)

چه دانستم که این سودا مرا زین سان کند مجنوندلم را دوزخی سازد...

یاد تو کنم دلم تپیدن گیردخونابه ز دیده‌ام چکیدن گیردهرجا خبر...

🎥 در اغوش کشیدن مادر و فرزند کانگورو@bornanews_ir

🌸گفتم فراق را به صبوری دوا کنمصبرم زیاد نیست، چرا ادعا کنم؟ ...

اگر به مذهب تو خون عاشق است مباحصلاح ما همه آن است کان تو را...

دختر بد(سناریو فیک جواهر بخش ای)

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط