خاطرات؛

خاطرات؛
همچون موریانه ای
از دیوار فاصله ها بالا می روند
و قاب فراموشی ات را می جوند
اما هر بار که به یاد می آورم
پشت دیوارها کسی انتظارم را نمی کشد
و برای به دست آوردنم تلاشی نمی کند
مصمم تر از قبل
فراموشی ات را بر دیوار فاصله ها
قاب می کنم .
دیدگاه ها (۲)

دلتنگی همین‌جاست. در همین فاصله‌یِ بینِ می‌خواهمت” و “دیگر ن...

«شلیکِ نهاییِ بهرام محمدی؛ ترازویِ عدلِ علوی بر گلویِ مفسدان...

سخنگوی سابق اسرائیل: رضاپهلوی ابزار ما برای براندازی استبن س...

وقتی می‌بینی ذهنت پرت استشیطان وسوسه‌ات می‌کند: «این چه #نما...

مادر فرشته و زیبای من همیشه در قلب منی

سعی کردم به خودم هشدار دهم. سعی کردم به یاد بیاورم که امید ...

کتمان نمی‌کنم، هنوز هم کماکان دوستت می‌دارم، هنوز هم با وجود...

ساعت از نیمه‌شب گذشته بود و استودیو تقریباً خالی شده بود. اَ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط