تو مغازه یه مانتو انتخاب کردم

تو مغازه یه مانتو انتخاب کردم
گفتم :چنده؟ فروشنده گفت :قابل نداره!
منم گفتم :ممنونم و مانتو رو زدم زیر بغلم ٬ اومدم بیرون!
یه دفعه یارو از تو مغازه پرید بیرون گفت : غلط کردم خانوم! قابل داره! صد تومنه!
خب مگه مجبوری تعارف کنی والا :|
خداییش تاحالاچندبارتوفکرم بوده چنین کاری بکنم تادیگه اینقدرتعارف الکی نکننداگه راست میگن یکم بیشترتخفیف بدن والا.مگه نه؟:-)
دیدگاه ها (۲۴)

پارت ۶

سناریو درخواستی

(دلداده) م.ت: باشه تو بچه نیستی (خنده) جین:(خنده)ا/ت: چرا می...

شاهزاده دوست داشتنی من

مهمونی خطرناک پارت =13با تعجب بهش نگاه کردم و گفتم:منظورت چی...

رمان عشق ممنوع

Art under the shadow of =زیر سایه ی هنرPart:31که یهو ا.ت:"صب...

پری کوچولوی منپارت ۴ته: شروع کردم به شستن بدنش خیلی سفید بود...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط