#My_company_model
#My_company_model
پارت 26
ویو بینا
با نور خورشید بیدار شدم و خودمو تو یه خونه دیدیم.
+(جیغغغغغ) من اینجااااا چی کارررر میکنمممممممم
_هعی چته آروم باش.(خواب آلود)
+من... من... تو خونه تو چی کار میکنم؟(ترس)
_نترس بابا دیشب مست کرده بودی امدی خونه من سریع خوابت برد
+اهان (نفس عمیق)
_فک کردی کاری باهات کردم؟ کاش خوابت نبرده بودااا(خنده شیطانی)
+دردددد ـ... راستی نمیخاستی بری ژاپن؟
_اره یه ساعت دیگه
+چییی من حموم نرفتمم لباسامممم(حالت گریه)
_ اروم باش الان میبرمت خونت برو پایین یچی بردار بخور
+باشه(کیوت)
ویو جونکوک
وقتی بینا رفت پایین منم رفتم یه دوش ۱٠مینی گرفتم و یه لباس پوشیدم و چمدونمو برداشتم و رفتم پایین.
ویو بینا
رفتم پایین از توی یخچال نوتلا برداشتم و گذاشتم لای نون و شیر ریختم توی لیوان یه گاز از نون زدم و لیوان رو گرفتم دستم و خوردم.
ویو جونکوک
همین که رفتم پایین و بینا رو صدا زدم با یه صحنه کیوت و خوردنی مواجه شدم.(صحنه توی فیلم شیطان من بود)
ویو بینا
جونکوک منو صدا زد و منم با همون لقمه توی دهنم با حالت کیوت نگاهش کردم. لقمه رو خوردم و غذامو تموم کردم.
+تا وقتی که بیای برات صبحونه کوچیک درست کردم(ناز و کیوت)
_اوخخخ چه صبحونه ای (پسر جان یه نوتلا بیشتر درست کرده؟؟)
جونکوک صبحونشو خورد و ظرفارو شستم و جونکوک منو رسوند خونم.
+میخای بیا تو
_البته که میام تو
ویو جونکوک
با بینا رفتیم توی خونه.
+خببب بیشن روی مبل میخای فیلم ببین چیزی خواستی از اشپز خونه بردار من برم حموم و اماده شم بیام.
_چشم
+کوفت
ویو بینا
به سمت اتاقم قدم برداشتم و رفتم یه دوش 15مینی گرفتم و لباس پوشیدم موهامو گوجه ای بستم یه ضد افتاب با تینت زدم و چمدونمو برداشتم.
ویو جونکوک
یکم منتظر بینا موندم امد و رفتیم سوار ماشین شدیم تا فرودگاه حرفی نداشتیم و رفتیم سوار هواپیما شدیم و رسیدم ژاپن.
+خیلی خوابم میاد(خواب الود)
_الان میریم هتل
بعد از یک ساعت راه رسیدیم هتل و بی اهمیت به همچیز خوابمون برد.
اینم از این پارتتت😆
شرط: 55لایک
پارت 26
ویو بینا
با نور خورشید بیدار شدم و خودمو تو یه خونه دیدیم.
+(جیغغغغغ) من اینجااااا چی کارررر میکنمممممممم
_هعی چته آروم باش.(خواب آلود)
+من... من... تو خونه تو چی کار میکنم؟(ترس)
_نترس بابا دیشب مست کرده بودی امدی خونه من سریع خوابت برد
+اهان (نفس عمیق)
_فک کردی کاری باهات کردم؟ کاش خوابت نبرده بودااا(خنده شیطانی)
+دردددد ـ... راستی نمیخاستی بری ژاپن؟
_اره یه ساعت دیگه
+چییی من حموم نرفتمم لباسامممم(حالت گریه)
_ اروم باش الان میبرمت خونت برو پایین یچی بردار بخور
+باشه(کیوت)
ویو جونکوک
وقتی بینا رفت پایین منم رفتم یه دوش ۱٠مینی گرفتم و یه لباس پوشیدم و چمدونمو برداشتم و رفتم پایین.
ویو بینا
رفتم پایین از توی یخچال نوتلا برداشتم و گذاشتم لای نون و شیر ریختم توی لیوان یه گاز از نون زدم و لیوان رو گرفتم دستم و خوردم.
ویو جونکوک
همین که رفتم پایین و بینا رو صدا زدم با یه صحنه کیوت و خوردنی مواجه شدم.(صحنه توی فیلم شیطان من بود)
ویو بینا
جونکوک منو صدا زد و منم با همون لقمه توی دهنم با حالت کیوت نگاهش کردم. لقمه رو خوردم و غذامو تموم کردم.
+تا وقتی که بیای برات صبحونه کوچیک درست کردم(ناز و کیوت)
_اوخخخ چه صبحونه ای (پسر جان یه نوتلا بیشتر درست کرده؟؟)
جونکوک صبحونشو خورد و ظرفارو شستم و جونکوک منو رسوند خونم.
+میخای بیا تو
_البته که میام تو
ویو جونکوک
با بینا رفتیم توی خونه.
+خببب بیشن روی مبل میخای فیلم ببین چیزی خواستی از اشپز خونه بردار من برم حموم و اماده شم بیام.
_چشم
+کوفت
ویو بینا
به سمت اتاقم قدم برداشتم و رفتم یه دوش 15مینی گرفتم و لباس پوشیدم موهامو گوجه ای بستم یه ضد افتاب با تینت زدم و چمدونمو برداشتم.
ویو جونکوک
یکم منتظر بینا موندم امد و رفتیم سوار ماشین شدیم تا فرودگاه حرفی نداشتیم و رفتیم سوار هواپیما شدیم و رسیدم ژاپن.
+خیلی خوابم میاد(خواب الود)
_الان میریم هتل
بعد از یک ساعت راه رسیدیم هتل و بی اهمیت به همچیز خوابمون برد.
اینم از این پارتتت😆
شرط: 55لایک
- ۷۵۳
- ۱۴ خرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط