با تو می مانم که از نام تو دل آذین شود

با تو می مانم که از نام تو دل آذین شود
تا که شرح عشقمان یک قصه ی دیرین شود

آنقَدَر شور از دلم صَرفِ نگاهت می کنم
تا تمام تلخی چشمان تو شیرین شود

آنچنان پرشور می رقصم که از تأثیر آن
موجِ موهایِ تو هم یکجور آهنگین شود

مطمئنم هم زمان با دیدنِ لبخندِ تو
چشمهایم روبروی هر غمی رویین شود

جالب است اینکه : فقط کافیست تا نام تو را
بر زبان آرم که از آن خانه عطرآگین شود

« دوستَت دارم » اگر جزوِ گناهان من است
دوست دارم تا گناهم باز هم سنگین شود !
دیدگاه ها (۲)

هرچند که دلتنگ تر از تنگ بلورم با کوه غمت سنگ تر از سنگ صبور...

من تو را، من دوستت دارم، بفهم!پس مشو اربابِ آزارم، بفهم!من ت...

قهرمان غزلیات منی ...می دانی ...؟لا به لای غزلم درد مرا ...م...

ﻣﻦ ﺁﺭﺍﻣﻢ ... ﻓﻘﻂ ﮐﻤﯽ ﺑﯽ ﺣﻮﺻﻠﻪ ﺍﻡ ...ﺁﺳﻤﺎﻥ ﺭﻭﯼ ﺳﺮﻡ ﺳﻨﮕﯿﻨﯽ ﻣﯽ ...

کتمان نمی‌کنم، هنوز هم کماکان دوستت می‌دارم، هنوز هم با وجود...

𝕯𝖗𝖊𝖆𝖒 𝖜𝖎𝖙𝖍 𝖒𝖊⁴شَب هَمهِ ما یِڪی بود، اَما تاریڪی هایِمان فَر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط