یه روز یه خانمه میره پیش یه نجار میگه کمد خونمون وقتی اتو

یه روز یه خانمه میره پیش یه نجار میگه کمد خونمون وقتی اتوبوس از خیابون رد میشه طبقه چهارمش میلرزه، نجاره میره کمد وتعمیر میکنه وچند روز بعد خانمه میره پیس نجار واین قضیه چند بار تکرار میشه اخرش نجاره قاطی میکنه میگه من میرم تو کمد تا اتوبوس رد شه، از شانس گند نجاره میزنه شوهر زنه میاد خونه ودر کمد وباز میکنه به نجاره میگه تو اینجا چیکار میکنی
نجاره میگه ؛ناموسسسسن اگه بگم اینجا منتظر اتوبوسم باور میکنی!!!!!!!
دیدگاه ها (۴)

(توکیو ریونجرز به عنوان دوست پسر )‌☆کازوتورا☆‌_این بچه کلا م...

صبح میشه ساکورا پا میشه میره تو حال و میفهمه میزوکی رفته دست...

ترکشِ عشق (The Arrow’s Remnant)chapter:2P.3ته مین:خب وقتی با...

*چشمام رو باز کردم و دیدم که توی یه انباری چِر‌ک و کثیفم که ...

Izana

پارت ۳۱ یوجین:چی؟نه‌نه نه شیو:چته تو ؟یوجین:هیچی خب به من چه...

تکپارتی تهیونگ(مخصوص سیسیمه) وقتی یک‌روز کاملشو در اختیار ت...

Part: 11 ادامه پارت قبل=موری: آکوتاگاوا کون تو تا چند روز...

من عاشق یک مافیا شدم Part 2#جونگکوکجونگکوک :هر چی ام که شده...

«سناریو بلولاک» موضوع: به عنوان پارتنر! ایساگی: بچه مظلومه ه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط