کابوس

کابوس!

part:11

من فقط اسمم به عنوان طراح شرکت مطرح میشه و میرم پی کار خودم..اینجوری دیگه کسی حق گفتن کلمه ی "دزدی"رو نداره...من طراحی میکنم اما به کار و روال قبلی ادامه میدم.

جئون خواست مخالفت کنه اما از لحاظی هم ات درست میگفت .در همین حین با حرف دختر رشته افکارش پاره شد:

پدر بهم اعتماد کنید..اگه اوضاع بهتر نشد هرچی شما بگید


جونگکوک به حرف های خواهرش فکر می‌کرد با وجودی که دختر کم سن و کوچیکی بود اما هوش بالایی داشت؛ دستشو روی شونه ی پدرش گذاشت و لب زد:

جونگکوک:پدر!اون می تونه،بهش اعتماد دارم..تا الان هیچ کدوم از کاراش بی فایده نبوده

آقای جئون مکثی کرد ..دقیق نمی‌دونست چیکار کنه..اما بعد از ثانیه ای یهو گفت:

شرط ها:
۱۳ لایک
۵ کامنت
دیدگاه ها (۰)

کابوس!part:12آقای جئون مکثی کرد ..دقیق نمی‌دونست چیکار کنه.....

خودشم😇

خاک تو سرتوووون برید رای بدین💢💢سولو استنیو کنار بزاریم و ب ه...

کابوس!part:10حرفاش رو بلند بلند تکرار میکرد و در آخر با دادی...

عشق خونین🩸پارت 3تا خواست خودشو عقب بکشه استاد کیم دست جونگکو...

I belong to that boy.

"بوسه آتش بر گونه رز "part ۳-میبینم شما دوتا صمیمی شدین!تهیو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط