این روزهــــا...

این روزهــــا...

دستم به نوشتن نمیـــــرود

تقصیر من نیست!!!

نوک مدادم شکسته است

دلم هم ...


چه بگویم؟


آن هم شکستـــــــه است!!!

این روزها...

زندگی را سرد

سر میکشم

طعم بیهودگــــــی میدهد

و اجبار!

این روزها...

میل و رغبتم را

چیزی شبیه به مرگ

جویده است! ک مدادم شکسته است

دلم هم ...


چه بگویم؟


آن هم شکستـــــــه است!!!

این روزها...

زندگی را سرد

سر میکشم

طعم بیهودگــــــی میدهد
دیدگاه ها (۱)

رمان تو خود منی

A friend of a loneliest time P1 با طلوع خورشید پسرک برای لحظ...

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷②⑨_بخش اول_گاهی او را خندانده ام...

✦ اولین گناه ✦فصل نوزدهم: صبحی که برنگشت---لب‌هایش.روی لب‌ها...

ستارالعیوب!ستارالعیوب!عباسقلی خان فرد ثروتمند و در عین حال خ...

نمی‌دانم این مکتوب در میانِ طومارهایِ انباشته بر میزِ زرینت،...

✲ " پسری که هیچ انتخابی نداشت... "👇👇👇✍️ : دریکو مالفوی از نظ...

تو دلقک بودی و من شینیگامی تو

از ترس تا اعتمادpart: 1 ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط