fake kook

fake kook
part*⁴⁴

شب
کوک: الو ا.ت
ا.ت: جانم
کوک: حالت خوبه
ا.ت: اره خوب شدم
کوک: داروهاتو خوردی
ا.ت: اره
کوک: فردا بیام دنبالت
ا.ت: اره بیا
کوک: باشه میام
ا.ت: شب بخیر
کوک: شب توهم بخیر
تو این یه هفته خیلی بهش وابسته شدم که انگار ده ساله باهاشم روز به روز علاقم بهش بیشتر میشه جونگکوک که اگه یه روز نبینمش دل تنگش میشم

فردا
تو شرکت بودیم کوک دستمو گرفت بردم تو اتاقش
ا.ت: چیکار میکنی
کوک: میخوام پیشم بشینی مشکلیه
ا.ت: 🤗
کوک: ا.ت
ا.ت: جونم
کوک: نمیدونم چرا ولی دلم میخواد بهت بگم
ا.ت: خب بگو چیزی شده
کوک: دوست دارم
ا.ت: منم همینطور
کوک: قبلا درباره من چی فک میکردی
ا.ت: زیاد بهت اهمیت نمیدادم😅
کوک: ازم متنفر بودی
ا.ت: بدجوری باخودم میگفتم جونگکوک چرا اومده تو کافه ایی که من کار میکنم
کوک: میگفتی جونگکوک
ا.ت: اره جونگکوک رئیس کافه میگفت اقای جئون من میگفتم جونگکوک
کوک: 😅
ا.ت: حتما توهم منو میگفتی ا.ت نمیگفتی خانم کیم
کوک: کیم؟ 😳
ا.ت: اره نمیدونستی من از خانواده کیمم
کوک: نه نمیدونستم😳
ا.ت: خب الان بدون
کوک: ا.ت چرا هیچوقت بهم نگفته بودی
ا.ت: خب نپرسیدی چیزی شده
کوک: ا.ت
ا.ت: جانم

#کوک
#فیک
#سناریو
دیدگاه ها (۲)

fake kookpart*⁴⁵از دید کوککوک: داری راس میگی از خاندان کیم ه...

fake kookpart*⁴⁶کوک: ا.ت من خیلی صبر کردم تا الان موندم ولی ...

fake kookpart*⁴³یک هفته بعدشبزنگ زدم به کوککوک: الوا.ت: الو ...

fake kookpart*⁴²صبحبلند شدم اماده کردم یه لباس خوشگلی پوشیدم...

love in the dark②⑧یک هفته بعد (شب) داشتم تلویزیون میدیدم که ...

Love in the dark①②٪: بسه چرا سروصدا میکنیمحکم زد تو صورتم و ...

Love in the dark①⑦بدون چتر رفتم بیرون ا/ت: گونگ گیگونگ گی: ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط