گلوله توپ 106 ، دو برابر اون قد داشت ،چه رسد به قبضه اش

گلوله توپ 106 ، دو برابر اون قد داشت ،چه رسد به قبضه اش
گفتم : چه جوری اومدی اینجا؟
گفت : با التماس
گفتم: چه جوری گلوله توپ را بلند می کنی می آری ؟
گفت : با التماس
گفتم: می دونی آدم چه جوری شهید می شه ؟
گفت : با التماس
و رفت چند قدم که رفت برگشت و گفت شما دست از راه امام بر ندارید
وقتی آخرین تکه های بدنش را توی پلاستیک می ریختیم فهمیدم چقدر التماس کرده بوده شهید شه
دیدگاه ها (۱)

در امانت او ‹‹ امین ›› انقلاب در شجاعت شیر میدان من است راه...

ﺑﻌﻀﻲﻫﺎ ﻓﻜﺮ ﻣﻲﻛﻨﻨﺪ ﺍﮔﺮ ﻇﺎﻫﺮﺷﺎﻥ ﺭﺍ ﺷﺒﻴﻪ ﺷﻬﺪﺍ ﻛﻨﻨﺪ، ﻛﺎﺭ ﺗﻤﺎﻡﺍﺳﺖ...

برادر ناتنی

(باکوگو دوستت دارم)پارت۷ پارت آخر از زبان باکوگو:من تا نامه ...

مهمونی پارت ۳۵

🎭 آخرین نقشپارت نهمصبح روز بعد، لیانا زودتر از همیشه به استو...

جنگل نفرین شده پارت ۷

«قرار نبود عاشقت بشم» | تک‌پارتی جونکوک 🖤از همون روز اول با ...

╔════════════════════════════╗پارت ۱۰۳ | «خاطره‌هایی که نزدی...

رمان: دوست پسرِ روانیپارت دوم: تقدیم به یک معامله‌ی سیاهبا د...

فیک : همسر قراردادی آقای جئون

نشان سوخته.

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط