قاصدك!

قاصدك!
شعر مرا از بر كن،
برو آن گوشه باغ،
سمت آن نرگس مست،
و بخوان درگوشش
و بگو باور كن،
يك نفر ياد شما را
دمی از دل نبرد ...
دیدگاه ها (۱)

عاشقانه های شبنم

مادرم نیست

گُفْتَم رَها کُن جانِ مَن، گُفْتِی کِه آزَادِی مَگَر؟گُفْتَم...

فراتر از خویش

عاشقانه های شبنم

سخن عشق تو بی آن که برآید به زبانم رنگ رخساره خبر می‌دهد از ...

✦ اولین گناه ✦فصل بیست‌ویکم: آتشی که در تنم افتاد---از مهمان...

آخرین امیداین دست‌های خالی ما را رها مکنما را حساب کن ز میان...

#ابر می‌بارد و من می‌شوم از #یار جداچون کنم #دل به چنین روز ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط