از چوپانی پرسیدند روزگار چگونه است؟

از چوپانی پرسیدند روزگار چگونه است؟
گفت: از روزگار نمیدانم اما داشتم پشم گوسفندانم را میزدم نصفشان گرگ بودن
دیدگاه ها (۴)

#حکایت_قدیمی عقابی بر بچه گوسفند حمله آورد و او را به چنگال ...

واست دعا میکنم.

──• ⌞𝐌𝐚𝐬𝐤⌝ •──نـقــاب⁹⁵لب‌هام رو روی هم فشار دادم.+اره..دوست...

وقتی دوست صمیمی BTS هستی و میرید اسکی رو یخ

اوایل که ساختمانِ رو به رویی را تخریب می کردند دلم گرفت و نا...

خسف | قصه سی ام: امام کاظم (ع) (بخش اول)

به زیباییه مشکی

KIM V

پارت سوم ویو ات ساعت ۱ خورده ای بود که الا اومد توی دفترم ال...

از چوپانی پرسیدند روزگار چگونه است؟!! 
گفت :از روزگار چیزی ن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط