که یهو زنگ خورد خلاصه اینا همه نشستن تا میخواستن بازی شرو

که یهو زنگ خورد خلاصه اینا همه نشستن تا میخواستن بازی شروع کنن زنگ خورد

ت: من باز میکنم

ویو ت:

درو باز کردم سوحین با یه لباس لختی دیدم

سوجین: سلام ت نمیدونم تو خونه بودم یهو دیدم لباسام عوض شده نمیتونم برم تو خونه میشه بیام پیشت

ت: دلم براش سوخت پس قبول کردم

سوجین: رفتم کنار آقای هوانگ نشستم و کوک که تحریک شن ت هم کنار میسو

میسو : یا یونا بیا پیشه ما

یونا: اومدم

ته ته بطری چرخیدند به سمت کوک و من اومد

کوک: خب من باید بپرسم رل قبلیت کی بوده

ت: اون بطری رو بده به من در گوش اعضا

کوک: وقتی همه مست شدیم بپرسیم اوگ

نامجون و بقیه: اوکی

اینبار ت چرخیوند

یونگی و میسو ابجیش

یونگی: ج یا ح

میسو: ام ح

یونگی: عا چه بگویم اها دوس پسر داری

میسو : نچ دوص دختر دارم

یونگی: داداش خواهرمی نگفتی بهم اون کیه

میسو: ببینید من ت و یونا میخوایم یچیزی بهتون بگیم من و ت قبلا کاپل بودیم اما بدونه رابطه بعد بهم زدیم چون می‌خواستیم رفیق باشیم و من و ت جونگی ( لی جونگ سوک ) بهم رسوندیم و منم یه دوص دخترم هوجمل دارم و ت هم سینگله

کوک: واستا چی شود

نامجون: من نامیم لیدر لیدران غرق شدم در پشمایه خدایان

بقیه: فاکینگ بچ

سوجین: عا................
دیدگاه ها (۰)

Iove and the moonPart39ساعت تقریبا 5 بود ازشدت استرس نمیتو...

《نوری در دنیای مرده ها》پارت 2ویو تهیونگ که رفتم سمت در.دست گ...

The Rival’s Embrace🍂✨️Part⁷صبح روز بعد، هنوز کافئین کامل نرس...

𐙚🦋 پارت ۳۷ — «پیست» 🦋𐙚𐙚 ویو ته 🦋وقتی رسیدم خونه، تمام فکرم ...

چند پارتیپارت ۲چند پارتیتا زنگ کلاس به صدا دراومد، کتاب رو ا...

From Enmity to Love

رمان :(تا وقتی که عاشقت شدم )^_^

Which onepart 17کنار مامان جیمین نشستم و اون با لبخند گرمی ا...

وقتی دوست صمیمی BTS هستی و میرید اسکی رو یخ

《وقتی برات قلدری میکرد ولی...》پارت ⁴ویو ا/تکه یهو معلم برگشت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط