بخوان مرا

بخوان مرا
به نام اولین غزل
به نام اولین شکوفه ای که میرسد به مژده بهار
بخوان مرا
به یاد آخرین نگاه پشت سر
بخوان و برهانم از این غبار بی کسی
که چون انار مانده بر درخت،دلم
ترکی خورده و خونش به جگر ریخته است
بخوان مرا
تمام کن،تمام
رنج انتظار را

سمیرا_میرزایی
دیدگاه ها (۵)

«سجاده‌ای.که.خالی.ماند»کاش قبل از آن رفتن، دنیا برای لحظه‌ای...

اوچیها شیسویی

رمان نگاه اول در تاریکی پارت ۳۰

✦ اولین گناه ✦فصل پنجم: دو شکارچی، یک طعمه — قسمت دوم---آن ش...

راز خون پارت پنجم

بچه ها کاور عوض شد🙃《검은 마음》پارت نهم | اولین ترک روی سکوتهوای ...

P5 ماشین آخرین خودرو از کاروان بود.طناز در تمام مسیر، خودش ر...

پارت: 9 (بخش3) **زاویه دید: هیزل*«گفتم نمی‌دونستم.» زین یک ق...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط