آنکه مست آمد و

آنکه مست آمد و
دستی به دل ما زد و رفت
در این خانه ندانم
به چه سودا زد و رفت
خواست تنهایی ما را
به رخ ما بکشد
طعنه ای بر در این
خانهء تنها زد و رفت ..
دیدگاه ها (۱)

سنسیز بن نفس آلامام هپ بورالاردا دورامام تک باشینا یانلیز قا...

لایق پرستش است کسی که در این بی مهری‌ها جانانه محبت می‌کند ....

زندگی چیدن خرمالوی هست که باید چید و رفت زندگی تکرار پاییز ا...

کیمده واردیر گؤزلیم، سنده اولان جاذبه‌لر سنه دنیاده مگر، عاش...

خانه آباد کرد و در ماه نو رفتچه گویم بر دل ای مهربانیگل ما خ...

عاشقانه های شبنم

••┈┈✾•🦋•✾┈┈••غم اسباب دنیا چیده‌ای بر دل؛از این غافلکه آخر ت...

سلام_امام_زمانمای منتقم آل علـــی کعبه مهیّاستبردار ز رخ پرد...

"سرانجام برای هر کس در زندگی لحظه ای پیش خواهد امد که به تنه...

اخ ای دل قشنگم چه کشیدی تو که شاعر نبودی حال هوایم مثال همون...

.این متن را باید طلا گرف"خانه پدر و مادر"بعد از خانه خدا،تنه...

در دل هر ذرهِ هستی شعوری نهفته هست که همه ارکان آن به زبان س...

آفتابی شد به تنهایی ما  تابید و رفتآتشی زد در جواهرخانه‌ی خو...

.این متن را باید طلا گرف"خانه پدر و مادر"بعد از خانه خدا،تنه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط