مَــــرכے ؟؟؟

مَــــرכے ؟؟؟

هَـر چقَـــכر مَــغرُور!

هَـر چقَـــכر صاכق!

هَـر چقَـــכر ساכه!

هَـر چقَـــכر جَذاب!

هَـر چقَـــכر مڪار!

כُرُسـت...اَمـا گاهــے براے فَـتح یـڪ وَجَب اَز جُغرافیـاے زَטּ بایَـــכ بـہزانُو بیُفـتی... بفــهــم!!!
دیدگاه ها (۵)

ساعت از نیمه‌شب گذشته بودڪه گوشی‌ام لرزیدیڪ پیام آمده بود :س...

روی نسخه‌ی بعضی داروهامی‌نویسندهر هشت ساعت یڪباربعضی را باید...

نمی‌شود از ڪنارِ گذشته رد شدفقط چون سال‌ها از آن گذشته استبع...

گاهی آدم چیزی را از دست نمی‌دهد؛خودش را لابه‌لای دوست‌داشتنی...

سواد رابطه عاشقانه های شبنم

🌷 بیوگرافی دختری که بلوبری دوست داره 🌷من ..…..... هستم؛ دختر...

پارت ۱۲ — چیزی که قرار نبود شروع شودبعد از آن روز، چند هفته ...

فصل دومپارت پانزدم | قولی برای دو سالروز رفتن نزدیک شده بود....

رمان تیهونگ خلاصه

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط