زیر سایهء درختا واسه تو قصر طلاست تو بودی گفتی نگفتی؟ گفت

زیر سایهء درختا واسه تو قصر طلاست تو بودی گفتی نگفتی؟ گفتی قلب زندگی ته جوباست تو بودی گفتی نگفتی؟ دوست دارم تو رو از همه بیشترتو منو میکشی آخر.گفتی خیلی سفرا کردی رو ابراگفتی یه خونه داری ته ته دریامیریزی اشکاتو با مرگ غروباتوئی که خوبتری از همه خوبهایه جوری از نوک کوههای بلند حرف میزنیکه آدم دوست داره پرواز کنه انقده بره بره تا برسه تازه اونجا که رسید عمرش رو آغاز کنه .زیر سایهء درختا واسه تو قصر طلاست تو بودی گفتی نگفتی ؟ گفتی قلب زندگی ته جوباست تو بودی گفتی نگفتی ؟عاشق اون سادگیاتم عاشق اون غم چشاتم.
دیدگاه ها (۱)

کوک: باشه( ترس )یون یکم شیر خورد یون: مرسی سیر شدمخواهر ته: ...

کوک شوهر کینه ایPart81

پارت نوزدهمصبح زود بود. رزا توی آشپزخونه چای می‌ریخت که ته‌س...

رمان

شب التیام.

پسرا برای خانواده‌ی اون استی‌ای که فوت شده گل فرستادن🖤:ترجمه...

پارت: 30 (بخش2) **زاویه دید: زین**میسون حتی یه میلی‌متر هم ن...

### 🗝️ پارت هفتم: لمسِ سرد خیانتسرمای کلید برنزی کف دستم حس ...

#نفرتی_عاشقانه 𝑷𝒂𝒓𝒕:𝟑𝟗تهیونگ:هعی پسر چیشده چرا گریه میکنی. ج...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط