شاعر: محمد علی بهمنی, شعر: او سرسپرده می خواست من دلسپرده

شاعر: محمد علی بهمنی, شعر: او سرسپرده می خواست من دلسپرده بودم, دفتر: غزل, من زنده بودم اما انگار مرده بودم از بس که روزها را با شب شمرده بودم یک عمر دور و تنها تنها بجرم این که او سرسپرده می خواست ‚ من دل سپرده بودم یک عمر م.
دیدگاه ها (۲)

تقدیم به همه زندگیم:🫀🫂از نگاهت نرگس تبدار، شاعر میشودآینه از...

این قوم، مرامش #علوی بوده همیشهاز بس که #علی گفته، قوی بوده ...

این قوم، مرامش #علوی بوده همیشهاز بس که #علی گفته، قوی بوده ...

زخم فراموشی

#غمخوار من! به خانه ی غم ها خوش آمدیبا من به «جمع» مردم تنها...

روزای آخر صفر که می‌رسه، دل آدم یه جور دیگه می‌گیره...انگار ...

افتاده در چشم تو صاف

آن پیچکهای یاغی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط