گفته بودی چرا خوب به پایان نرسید...
گفته بودی چرا خوب به پایان نرسید...
راستش زور منِ خسته به طوفان نرسید...
گَر تو دوستم داشتی ، چرا عشقت ب قلبم نرسید...؟
چرا دردِ این دوری ، به قلبت نرسید...؟
راستش قلبِ من ، از آتش بود....!
وَلیکن قلبِ تو همچون ، یخی پُر سوز بود...!
دلم بوسه ی گرمت را تمنا میکند....
دلم آغوش پر مهرت ، را تمنّا میکند....
این دلِ شیدای من ، محو تماشایت شده ست...
این دل مجنون من ، غرق چشمانت شده ست...
🍂📚
راستش زور منِ خسته به طوفان نرسید...
گَر تو دوستم داشتی ، چرا عشقت ب قلبم نرسید...؟
چرا دردِ این دوری ، به قلبت نرسید...؟
راستش قلبِ من ، از آتش بود....!
وَلیکن قلبِ تو همچون ، یخی پُر سوز بود...!
دلم بوسه ی گرمت را تمنا میکند....
دلم آغوش پر مهرت ، را تمنّا میکند....
این دلِ شیدای من ، محو تماشایت شده ست...
این دل مجنون من ، غرق چشمانت شده ست...
🍂📚
- ۱۶۱
- ۱۴ تیر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط