اره.....
اره.....
میخوام آدمایی ک درونم پیله کردن و ذهنم و برا خودشون کردن و بکشم....
نیست کنم و نابودشون کنم....
میخوام آتیش درونم و خاموش کنم....
میخوام دیگه ب کسی فکر نکنم و دیگه دلم برا کسی تنگ نشه....
میخوام شب ک میشه ب راحتی بخوابم....
میخوام تنها دغدغه هام کارم و درسم و ماشینم باشه....
ن ادما....
میخوام مال خودم باش...
برای خودم باشم....
میخوام چهار دنگه خودم ب اسم خودم باشه....
میخوام دیگه گریه نکنم و قوی باشم.....
میخوام زندگی کنم و هر لحظه رو نفس بکشم....
میخوام جوری آلزایمر بگیرم که دیگه خود قبلیمو هم نشناسم.....
میخوام تنها باشم.....
میخوام دیگه ب کسی وابسته نباشم ؛ جوری ک از سردرد اینکه چرا هعی داره صداها شون تو ذهنم پلی میشه جیغ نزنم....
من خیلی چیزا میخوام.....
ولی نشدنیه
نمیشه
تنها راهش کشتن خودمه....
کاری ک هربار ازش ترسیدم ، چون نمیخواستم آدمای اطرافمو از دست بدم....
آره نمیخواستم کسی جامو برا اطرافیانم پر کنه....
من نگران اونا بودم ن اونا نگران من....
هعی:)
میخوام آدمایی ک درونم پیله کردن و ذهنم و برا خودشون کردن و بکشم....
نیست کنم و نابودشون کنم....
میخوام آتیش درونم و خاموش کنم....
میخوام دیگه ب کسی فکر نکنم و دیگه دلم برا کسی تنگ نشه....
میخوام شب ک میشه ب راحتی بخوابم....
میخوام تنها دغدغه هام کارم و درسم و ماشینم باشه....
ن ادما....
میخوام مال خودم باش...
برای خودم باشم....
میخوام چهار دنگه خودم ب اسم خودم باشه....
میخوام دیگه گریه نکنم و قوی باشم.....
میخوام زندگی کنم و هر لحظه رو نفس بکشم....
میخوام جوری آلزایمر بگیرم که دیگه خود قبلیمو هم نشناسم.....
میخوام تنها باشم.....
میخوام دیگه ب کسی وابسته نباشم ؛ جوری ک از سردرد اینکه چرا هعی داره صداها شون تو ذهنم پلی میشه جیغ نزنم....
من خیلی چیزا میخوام.....
ولی نشدنیه
نمیشه
تنها راهش کشتن خودمه....
کاری ک هربار ازش ترسیدم ، چون نمیخواستم آدمای اطرافمو از دست بدم....
آره نمیخواستم کسی جامو برا اطرافیانم پر کنه....
من نگران اونا بودم ن اونا نگران من....
هعی:)
- ۳۵۸
- ۱۴ تیر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط