قدم زدم وسط شعرم با دلی پر بار

قدم زدم وسط شعرم با دلی پر بار
قدم زدم به هوای آن دلبر یار

وماه خیره به من دوستانه زل زده بود
که ابر آمد و آغاز شد غزل انگار

هوا چه حال بدی داشت اشک می بارید
هوا ؛ تو را بخدا پا به چشم من مگذار...

نشسته اند غریبانه ها به شانه من
چقدر فصل زمستان در انتقام بهار...

نمی کنم گله از دست عشق ؛ اما عشق
تمام خواهش من را به خاطرت بسپار...

مرا به خلوت دل های عاشقانه مبر
تو را به حق خودت ، دست از سرم بردار....
دیدگاه ها (۳)

تو دیدی اشک چشمم را ولی بی اعتنا رفتی سکوت گریه هایم را شنید...

تا ماه شدی ، برکه شدم ، باتن تب دارآیینه شدم ، محوشدی، تکه و...

دل من ساکن یک کوچه ی نفرین شده است ..ودلم تشنه ترین تشنه ی آ...

پارت یازدهم تو همین‌طور که با عصبانیت و قدم‌های بلند داشتی م...

𝗕𝗿𝗼𝗸𝗲𝗻 𝗣𝗼𝗶𝗻𝘁𝗲 {پوانِ‌ شکسته}𝗣𝗮𝗿𝘁 𝟵𝟵[ویو ا.ت]کمی جلوتر، صدای ...

پارت: 15 (بخش3) **زاویه دید: هیزل*تو چشم‌هام زل زد و خیلی آر...

پارت: 30 (بخش2) **زاویه دید: زین**میسون حتی یه میلی‌متر هم ن...

(:♡ رز ابی من part .1.(اول عکسارو تا جایکه گفته شده بخوانید ...

part : 46chapter : 2نمیدونم ... شاید دنیای بعدی بتونیم کنار ...

غزل بردار، لب تر کن، بنوش از شربت شعرمدلت را مبتلاتر کن به ب...

سکوت برگ ها را...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط