پارت ۲۰۳

پارت ۲۰۳



-چیزی ندید مونده مگه خانوم خانوما ؟

به ارومی در رو باز کردمو سرمو بردم بیرون

+تقصیر توئه دیگه ، واقعا که اومده بهش میگه چون شما رنگ پوستتون سفیده مشکی تضاد خوبی باهاش داره ، دیگه چی ؟ واقعا برات متاسفم کی وقت کردی اینقدر هیز و لا*شی بشی؟

-توکه دختره رو خوردی خانومم ، حسودیت شد ؟

+خب من یه زنم معلومه حسادت میکنم...

-پس به این معنیه دوسم داری ؟ رویه شوهرت غیرتی شدی خانوم کوچولو ؟

+اولن حسودی حسیه که همه ی زنا میتونن داشته باشن ربطی به دوست داشتن نداره ، دومن بله که میشم وقتی شوهر عقدی و رسمی منی غلط میکنی به کسی نزدیک بشی و سومن من خانوم کوچولو نیستم

-بیام داخل ؟


چشمامو گرد کردمو چشم غره ای بهش رفتم

+خبه خبه دیگه چی ؟ ناسلامتی الان باید بخاطر اون رفتار بی شرمانت معذرت خواهی کنی بعد اومدی میگی بیام داخل ؟ چه فرصت طلبی هستی
دیدگاه ها (۰)

پارت ۸ رمان. (ازدواج اجباری) داشتم میرفتم سمت خونه که تلفنم...

پارت پانزدهم

پارت دهم ....پدر.ت. می تونید برید توی اتاق جلسه و صحبت کنید ...

پارت پنجم: تله‌یِ سادیسمیداشتم دستِ دختربچه رو توی دستم نگه ...

عشقی حقیقی

part : 35chapter : 2خونه ی قشنگی (داریم)+ من که قرار نیست ای...

The Queen of My Heart ❤️👑(ملکه قلب من) پارت ۳۲ویو لیاـ درو ک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط