بازنده منم که در را باز میگذارم

بازنده منم که در را باز میگذارم
شاید که باز گردی …
دزد هم که بیاید
چیز مهمی برای بُردن نمی یابد !
مهم “من” بودم که “تو” بُردی !
دیدگاه ها (۱)

🟡 #آیه_تراپی | وقتی یه کار مهم دست آدماییه که بهشون اعتماد ن...

قوی بودن شاید همین باشد که دیگر دنبال گوشی برای شنیدن و دستی...

نمیدانم عزیزکم تقصیر من است یا قانون گذر زمان اینگونه بی رحم...

جونگکوکا تو واقعا داره ۲۹ سالت میشه؟ ‌ولی تو هنوز برای ما آر...

پارت سههانا: چیییی واقعا نکشتینش یونگی: مگه تو بیهوش نبودیها...

چه بود زندگی؟اگر تو نمی‌رسیدیو مرا از لابلای خون و جنون نجات...

fic name:Cancer/Chanbeak

(دلداده) ویو جونگکوک با جیمین از پاساژ زدیم بیرون و رفتیم به...

شاید بیایی...اما نه از آن راهی که چشم‌هایم هر شب به انتظارش ...

گاهی آدم‌ها وارد زندگی‌مون می‌شن، بدون اینکه حتی خودشون بدون...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط