از مرگ نـــمی ترسم،من فقط نگرانم که در شلوغی آن دنیا،مــا

از مرگ نـــمی ترسم،من فقط نگرانم که در شلوغی آن دنیا،مــادرم را پیدا نکنم ..
سرم را نه ظلم می تواند خم کند ،نه مرگ، نترس سرم فقط برای بوسیدن دستهای تو خم میشود مادرم...
مادر ، من هرگز بهشت را زیر پایت ندیدم ؛زیر پای تو آرزو هایی بود که از آن گذشتی به خاطر من...
مادر،روسری ات را بردار تا ببینم بر شب موهایت چند زمستان برف نشسته است تا من به بهار رسیده ام!!
به جرم اینکه بهشت زیر پایشان بود، دنیا رابرای خود جهنم کردند!!
به سلامتی مــــادر ها!!
" مـــــادر " نوشته میشود ولی " فرشــــته " خوانده میشود...
(نگرانم لحظه های ام که بعد حسرت بخورم.بخاطر نبودم درکنارت...
نکرانم نگرانیهای من لحظه ایست.
ولی نگرانیهای تو برای من ابدی است...
مادرم دوستت دارم تقدیم به مادرم ترلان
دیدگاه ها (۴۰)

★彡   Part 15 彡★ صدای نوتیف پی در پی گوشی روی مخم رژه میرفت.و...

✦ اولین گناه ✦فصل سی‌ودوم: دخمه---او آمد.وسط راهرو. وسط بوسه...

✦ اولین گناه ✦فصل پنجم: دو شکارچی، یک طعمه — قسمت دوم---آن ش...

دروغ شیرین پارت بیست و چهارم × اونییی من نمیخوام برم مدرسه م...

★دستبند ما؟!...p⁴پدرم که از تعجب و عصبانیت هیچی نمیگفت، با د...

مرد بی رحم

📖 رمان: گرفتار تو ✨پارت بیست و پنجم: مراقبتِ سمی، طلوعِ کابو...

میان برگ های چرمی:𝓪𝓶𝓲𝓭 𝓽𝓱𝓮 𝓵𝓮𝓪𝓽𝓱𝓮𝓻𝔂 𝓵𝓮𝓪𝓿𝓮𝓼✨️پارت𝓟𝓪𝓻𝓽⁴:⁴🕊از ز...

آن شب، برای اولین بار سوار ماشین مایکی شدم.داخل ماشین سکوت ع...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط