fake kook

fake kook
part*¹⁴

رفتم خونه
م: ا.ت اومدی
ا.ت: اره
م: بیا شام بخور
ا.ت: نمیخوام
م: چرا
ا.ت: خونه عمو چیزی خوردم
م: باشه
رفتم تو اتاقم نشستم روبروی اینه نگاه به خودم کردم من که خوشگل نیستم خوشتیپم نیستم کیوت و جذابم نیستم پس اون کیه یعنی میشه لویی باشه اره خودشه اخه چند روز پیش هم
دیدمشون دست همو گرفته بودن داشتن عکس میگرفتن یعنی واقعیه🥺🥺
م:ا.ت
ا.ت: مامان میشه تنهام بزاری حالم خوب نیست
م: دایان بهت چیزی گفته
ا.ت: نه
م: پس چی
ا.ت: مامان بهت قول میدم بعد برات توضیح میدم
م: باشه عزیزم استراحت کن
ا.ت: مامان میشه بغلم کنی
م: باشه عزیزم بیا بغلم

فردا
شب
خودمو مامان و بابام داشتیم نگاه فیلم میکردیم گوشیم زنگ خورد
ا.ت: الان برمیگردم
نگاه به گوشیم کردم جونگکوک بود
ا.ت: الو
گفت: الو سلام خانم
ا.ت: شما؟
گفت: ببخشید من شماره شما از این گوشی پیدا کردم خواستم بگم که صاحب گوشی خیلی نوشیدنی خورده اگه امکان داره بیاین دنبالش
ا.ت: باشه الان میام
سریع رفتم دنبال جونگکوک
ا.ت: جونگکوک پاشو
کوک: ها چیه
ا.ت: مگه چقدر خوردی به این روز افتادی
کوک: تو کی هستی ؟
ا.ت: من ا.تم
کوک: ا.ت تویی کی اومدی
ا.ت: بلند شو باید ببرمت خونه
کوک: نه بیا میخوام باهات حرف بزنم
ا.ت: تو حالت خوب نیست
کوک: من خوب خوبم تورو میبینم عالیم ا.ت من خیلی دوس دارم
ا.ت: چرت و پرت نگو پاشو بریم
کوک: دارم راستشو میگم من واقعا دوست دارم ا.ت ا.ت بیش از حد دوست دارم دست خودم که نیست
دستمو گرفت گذاشت رو قلبش
کوک: حسش کن داره تند تند میزنه فقط بخاطر تو
ا.ت:جونگکوک تو حالت خوب نیست ولی کاشکی همیشه اینجوری بودی اینقدر جذاب البته که هستی منظورم اینه که واقعا منو دوس داشته باشی
کوک: میگم دارم چرا باور نمیکنی
ا.ت: امیدوارم این حرفایی که بهت زدمو یادت بره
کوک: ا.ت
دستمو گرفت صورتشو نزدیک صورتم کرد لبشو گذاشت رو لبم بعد ازم جدا شد
کوک: ا.ت
قلبم تند تند میزد نمیفهمیدم چه اتفاقی داشت میفتاد که یکی اومد
گفت: تو همراه جونگکوکی
ا.ت: بله ببخشید شما
گفت: من دوست جونگکوکم ببخشید شما خیلی اشنا هستید وایسا ببینم دوس دختر جونگکوکی؟
ا.ت: من دخترعمومه یعنی جونگکوک پسر عمومه
گفت: پس چرا اینقدر تو گوشیش عکستو نگاه میکنه
کوک: چون دوسش دارم
گفت: اینو بدون خیلی دوست داره که به ما گفته یه دختره هست خیلی دوسش دارم ولی هیچوقت اسمشو بهمون نمیگه قدرشو بدون
کوک: ا.ت
گفت: خب من الان جونگکوک میبرم خونشون
ا.ت: باشه ممنون زحمت نمیشه؟
گفت: نه تو برو خونه استراحت کن
ا.ت: باشه خدانگهدار
کوک: خدافظ گوگولی مگولیم
دیدگاه ها (۱۲)

fake kook part*¹⁵قلبم تند تند میزد رفتم خونه م: کجا بودی ا.ت...

fake kookpart*¹⁶فردا خونه پدربزرگم بودیم خودمو لویی داشتیم ب...

fake kook part*¹³کوک: چش بودا.ت:دوس پسرش ولش کردهکوک: بخاطر ...

fake kook part*¹²از دید ا.ت تق تق تقجینوس: مامان بیاکوک: مام...

love in the dark②⑧یک هفته بعد (شب) داشتم تلویزیون میدیدم که ...

مامان ا. ت : ا. ت نگفته بودی که دوست پسر داری ولی پسر خوشگلی...

love in the dark④⑥چشمام رو باز کردم جونگکوک کنارم بود ا/ت: ج...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط